تنها روش تشخیص یه فیلم خوب سینمایی!



نه فقط توی سینمای ایران، بلکه توی همه جای جهان، همیشه این بحث هست! همیشه یکی از بحث‌های داغ مجلات و روزنامه‌ها و طرفداران سینما، اینه که به چه فیلمی می‌گن فیلم خوب! همیشه این بحث وجود داره که یه فیلم خوب سینمایی چه مشخصاتی داره و چطور ساخته می‌شه!

این نکته رو به یاد داشته باشین که خیلی از عوامل رو باید در نظر بگیریم که بفهمیم یه فیلم خوب هستش یا نه! در ضمن این رو بدونین که این معیارها همیشه هم درست نیست!

یعنی بعضی وقت‌ها ممکنه با معیارهای ما یه فیلم خیلی خوب باشه، اما بعضی‌ها اون رو دوست نداشته باشن! یا ممکنه که یه فیلم اصلاً فیلم خوبی نباشه، اما طرفدارای پر و پا قرصی داشته باشه!

اما هر چی که باشه، معیارهایی که ما اینجا مطرح می‌کنیم، معیارهای بین المللی تشخیص یه فیلم خوبه و ربطی به سلیقه‌ی ما نداره! البته این رو هم بدونین که ما این روش رو توی ۲ تا مورد بررسی می‌کنیم که اگه هر ۲ تا مورد توی یه فیلم موجود باشه، اون فیلم بدون شک یه فیلم شاهکاره!

۱- ادعای فیلم هم اندازه‌ی خودش باشه!

این مورد متاسفانه یکی از آفت‌های سینمای ایرانه! این عنوان شاید خیلی گویا نباشه، پس خیلی دقیق و موشکافانه اون رو بررسی می‌کنیم!

ادعای فیلم هم اندازه‌ی خودش باشه یعنی چی؟! مگه فیلم هم ادعایی داره؟! خُب همینجا این مطلب رو باز می‌کنیم!

فرض کنین یه کارگردان فیلمنامه‌ای رو انتخاب می‌کنه! اون فیلمنامه یه مفهوم داره که کارگردان باید اون رو به تماشاگر انتقال بده! کارگردان بعد از اینکه متن رو کاملاً بررسی کرد، اون رو فیلمبرداری می‌کنه و بعد از طی مراحلی اون فیلم می‌ره رو پرده‌ی سینماها!

طی مصاحبه‌هایی که با کارگردان می‌کنن، کارگردان اعلام می‌کنه که منتظر یه فیلم شاهکار از سینمای وحشت باشین! کارگردان به مخاطباش می‌گه فیلم جدید من یه فیلم ترسناکه! تماشاگران که این مصاحبه رو می‌بینن، می‌رن سینما و بلیط می‌خرن و فیلم رو می‌بینن! اما وقتی که اون‌ها از سالن‌های سینما بیرون میان، با تعجب همدیگه رو نگاه می‌کنن و می‌گن این چی بود؟! این فیلم مگه ترسناک بود؟!

ادعاهای بی اساس!

اینجا اتفاقی که می‌افته اینه که فیلم و کارگردان نتونستن چیزی که ادعا کردن رو ارائه کنن! خیلی وقت‌ها اتفاق افتاده که یه کارگردان ادعا کرده که یه فیلم اندیشمندانه ساخته! اما وقتی فیلم رو می‎‌بینیم به خنده می‌افتیم!

  آموزش سینما به روش یک قاچ پیتزا!

این یعنی کارگردان نتونسته ادعایی که کرده رو اجرا کنه و انجام بده! این یعنی اینکه ادعای یه فیلم بزرگ‌تر از خودشه! یعنی ادعایی که در مورد فیلم شده خیلی بیشتر از خود اون فیلمه و اون فیلم نتونسته مثل ادعاش ساخته بشه!

البته این نکته رو مد نظر داشته باشین که بعضی وقت‌ها خود فیلم‌ها ادعا می‌کنن و بعضی وقت‌ها کارگردان‌ها این ادعا رو برای فیلم دارن! فیلم‌ها زمانی ادعا می‌کنن که ظاهراً شبیه فیلم‌های دیگه‌ای هستن، اما در وجود و ذات خودشون اصلاً ربطی به اون فیلم‌ها ندارن! به عنوان مثال یه فیلمی که به ظاهر شبیه فیلم‌های کمدیه، اما در واقع اصلاً نتونسته کمدی خوبی از آب دربیاد!

۲- فیلم بتونه تماشاگر رو عاشق یه قاتل کنه!

اولین کار یه فیلم و یه کارگردان چیه؟! خُب اولین کار و اولین وظیفه‌ی یه فیلم و یه کارگردان اینه که تجربه‌ای رو به تماشاگر منتقل کنه که خود تماشاگر اون تجربه رو نداره!

فرض کنین یه فیلم در مورد سفر ۲ آدم به کره‌ی مریخه! حتی اگه آدم‌ها بتونن روی کره‌ی مریخ زندگی کنن و حتی اگه پول رفتن به اونجا رو هم داشته باشن، با این حال چند درصد مردم می‌تونن برن کره‌ی مریخ؟!

احتمالاً این مقدار زیر ۵ درصد مردم رو شامل می‌شه! اما با دیدن یه فیلم که در مورد سفر ۲ آدم به کره‌ی مریخه، کارگردان می‌تونه چیزی که حتی خودش تجربه نکرده رو به تماشاگر انتقال بده!

دومین معیار!

پس دومین معیار یه فیلم خوب اینه که اون فیلم بتونه تماشاگر رو وارد داستانی کنه به شرطی که تماشاگر رو کاملاً درگیر این جریان کنه! و تماشاگر با دیدن این تجربه توی اون فیلم کاملاً احساس کنه که خودش هم توی اون داستان و توی اون فضا وجود داشته!

پس این رو یادتون باشه که یه فیلم خوب رو با دو تا معیار می‌تونیم تشخیص بدیم!

  نما چیه؟

۱- فیلم هم اندازه و شبیه به چیزی باشه که ادعا می‌کنه!

۲- فیلم بتونه تجربه‌ای رو به تماشاگر انتقال بده در حالی که تماشاگر هم به این باور برسه!

تشخیص فیلم خوب یکی از تکنیک‌هاییه که یه کارگردان باید اون رو داشته باشه! یه کارگردان باید یاد بگیره که فیلم خوب رو نه از روی تیتر مجله‌ها انتخاب می‌کنن و نه از طریق حرف اطرافیان!

بلکه معیارهای جهانی و بین المللی وجود داره که باید هر کارگردانی اون‌ها رو بدونه و بتونه فیلم‌های خوب رو از بین بقیه تشخیص بده! کارگردانی که نتونه فیلم خوب رو از فیلم بد جدا کنه، می‌تونه خودش فیلم خوب بسازه؟!

پس یادتون باشه که آموزش کارگردانی سینما اصلاً کار سختی نیست! کافیه که موارد کوچیک و جزئی رو بلد باشیم و بتونیم اون‌ها رو توی ساخت فیلم‌هامون به کار ببریم!

کافیه تکنیک‌ها رو یاد بگیریم و اون‌ها رو اونقدر تمرین کنیم تا دیگه بتونیم بدون فکر کردن اون‌ها رو اجرا کنیم و نیازی به صرف انرژی و تمرکز زیاد نداشته باشیم! آموزش کارگردانی سینما فقط یه چیز رو لازم داره، آموزش، آموزش و آموزش!

نظر شما می‌تونه دقیق‌ترین راه رو به ما نشون بده، پس لطفاً نظرتون رو همین پایین برامون بنویسین!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *