آموزش سینما آموزش کارگردانی سینما

فرمول ۳ مرحله‌ای شناخت زاویه دوربین‌های سینمایی!



آموزش سینما اصلاً یک آموزش کلی و توی یه جلسه نیست! اصلا نمیشه سینما رو توی یک جلسه آموزش داد! چرا؟! چون سینما جنبه های تصویری مختلفی داره! مثلا ما از اندازه نماها استفاده می‌کنیم و توی اندازه نماها ما تاثیر لنزها رو می‌بینیم! با تاثیر لنزها ترکیب‌بندی‌های مختلفی رو خلق می‌کنیم!

همین حالا تصمیم بگیرین که اگه سینما رو فقط برای سرگرمی می‌خواین، نیازی به آموزش ندارین! اما اگه آینده شما به سینما وصله، باید خیلی قدرت‌مند و هوشمندانه عمل کنین!

اگه می‌خواین سینما رو موبه‌مو یاد بگیرین روی دکمه زیر کلیک کنین!

همین حالا تصمیم بگیرین که اگه سینما رو فقط برای سرگرمی می‌خواین، نیازی به آموزش ندارین! اما اگه آینده شما به سینما وصله، باید خیلی قدرت‌مند و هوشمندانه عمل کنین!

حالا این ترکیب‌بندی‌های مختلف رو چرا خلق می‌کنیم؟! برای اینکه تماشاگر رو درگیر فیلم کنیم و بهش بگیم که این معنی و مفهومی که من می‌خوام از این ترکیب‌بندی برداشت کن!

پس کارگردان میاد و اندازه نماهای مختلف رو تعیین می‌کنه، طراحی میکنه و اون اندازه نماهای مختلف رو به وسیله لنزهای مشخص برای اون نما تعیین می‌کنه! بعد از اون نماها رو فیلمبرداری میکنه و جوری اون صحنه رو فیلمبرداری و ترکیب‌بندی می‌کنه که بتونه حس و معنی و مفهومی که می‌خواد از این صحنه انتقال بده به تماشاگر!

یکی از مفاهیم خیلی مهمی که توی سینما باهاش سر و کله می‌زنیم و باهاش درگیر هستیم، مسئله انتخاب زاویه هستش! زاویه دوربین معانی و مفاهیم مختلفی رو برای ما خلق می‌کنن! اون‌ها می‌تونن ما رو از یک نقطه امن به یک نقطه وحشتناک و پر استرس بکشونن! یا از یک نقطه پر استرس و وحشتناک ما رو به یک نقطه دلچسب و دلپذیر بکشونن!

پس زاویه دوربین‌ها کاملاً احساسات ما رو متحول می‌کنن! کارگردان‌ها تاثیر این زاویه دوربین‌ها رو می‌دونن! کارگردان‌ها این رو کشف کردن که می‌شه با زاویه دوربین‌ها تماشاگرها رو تحت تا مرز سکته بکشونن!

زاویه دوربین‌ها چه زمانی به درد ما می‌خوره؟! زمانی که ما اندازه نماها رو می‌شناسیم، اندازه نماها رو می‌تونیم طراحی کنیم به وسیله لنزهای دقیق! البته ما توی بسته آموزشی متر کردن نماها به این مسئله پرداختیم و کمی هم توی این بسته آموزشی به مبانی ترکیب‌بندی و لنزها پرداختیم!

ولی اینجا می‌خوایم در مورد زاویه دوربین‌ها صحبت کنیم! زاویه دوربین ها برای طراحی ترکیب‌بندی به کار می‌رن! یعنی برای ترکیب‌بندی‌های درست ما باید حتماً بتونیم زاویه دوربین‌های درستی رو طراحی کنیم!

اینکه توی یه صحنه از چه زاویه دوربینی می‌خوام استفاده کنم، مستقیماً ترکیب‌بندی فیلم من رو شکل می‌ده! البته عوامل مهم و موثر توی ترکیب‌بندی خیلی زیادن! اما زاویه دوربین‌ها هم یکی از مهم‌ترین عوامل ترکیب‌بندی‌های سینمایی هستن!

اما مشکل اینجاست! زاویه دوربین‌ها رو چه‌جوری می‌تونیم انتخاب کنیم؟! همینجا باید این رو بدونیم که زاویه دوربین‌ها دو جور هستن!

یک) زاویه دوربین‌های افقی که دوربین موازی با زمین قرار می‌گیره و دور بازیگر می‌چرخه! (توی آموزش‌های بعدی می‌ریم سراغش!)

دو) زاویه دوربین عمودی دوربین که دوربین موازی با بازیگر از پایین پای بازیگر تا بالای سر بازی می‌چرخه!

زاویه عمودی یعنی زمانی که دوربین پایین‌تر از صورت بازیگره و بالاتر از صورت بازیگره و هم ارتفاع با صورت بازیگره!

ما کلا سه نوع زاویه عمودی داریم!

۱) زاویه هم‌سطح چشم یا خنثی Eye-level (دوربین  هم ارتفاع بازیگر)

۲) زاویه دوربین سربالا Low-angle (دوربین به سمت بالا – بازیگر رو از پایین می‌بینیم!)

۳) زاویه دوربین سرپایین High-angle (دوربین به سمت پایین – بازیگر رو از بالا می‌بینیم!)

خُب زاویه های عمودی دوربین توی سینما فقط ۳ تا زاویه هستن! یعنی ۳ تا زاویه عمودی دوربین داریم که توی سینما با اون‌ها کار می‌کنیم! حالا هر کدوم از این زاویه‌ها رو جداگانه بررسی می‌کنیم!

۱) زاویه هم‌سطح چشم        Eye-level

زاویه دوربین خنثی یا زاویه دوربین هم سطح چشم یا هم‌تراز چشم که این زاویه دوربین زمانیه که ما دوربین رو هم ارتفاع بازیگر قرار می‌دیم! فرض کنیم شما دارین با دوستتون توی کافه صحبت می‌کنین! هر دوتون نشستین روی صندلی‌های هم ارتفاع و دارین همدیگه‌رو می‌بینین! اگه به جای سر شما یک دوربین قرار بدیم، شما دارین دوستتون رو توی زاویه عمودی هم‌تراز چشم یا هم‌سطح چشم یا آی‌لِوِل می‌بینین!

حتما دقت کنین زمانی‌که این دوستتون بلند می‌شه و می‌خواد کافه رو ترک کنه شما هم باید باهاش بلند بشین! یعنی هم ارتفاع سر دوستتون بشین! این جوریه که ما می‌تونیم این زاویه عمودی همتراز چشم یا هم‌سطح چشم یا آی‌لِوِل رو بسازیم!

این زاویه دوربین معمولاً حسی که به تماشاگر می‌ده اینه که ما داریم بازیگر رو در حالت نرمال می‌بینیم! یعنی اتفاق خاصی در حال وقوع نیست و هیچ چیز خاصی رخ نمی‌ده! البته باید این رو عنوان کنیم که با این زاویه دوربین هم میشه نماهایی ساخت و طراحی کرد که معانی مختلفی رو به ما بدن!

فرض کنین یه پیرمرد نشسته با چشمای خیس و پشتش چند نفرن که عکس خانم پیری رو توی دستشون دارن و همگی مشکی پوشیدن! و پیرمرد داره گریه می‌کنه! این‌جا ما می‌تونیم حس‌وحال اندوه و عذاب درونی پیرمرد رو درک کنیم با این‌که ما داریم زاویه هم تراز چشم اون پیرمرد رو می‌بینیم!

ولی در اصل داریم توی اون نمای فیلم اندوه و حسرت زیادی رو توی چشم و احوالات پیرمرد می‌بینیم! چون پیرمرد احتمالاً همسرش یا یکی از نزدیکانش رو از دست داده و داره توی تنهایی گریه میکنه! چون داریم پشت سرش توی عمق صحنه، چند نفر دیگه رو می‌بینیم که عکس خانمی رو توی دستشون دارن! احتمالاً مجلس ترحیمه و توی اون صحنه ما می تونیم اندوه زیادی رو درک کنیم!

پس می‌بینین که با زاویه هم‌تراز چشم یا هم سطح چشم یا آی‌لِوِل هم میتونیم نماهای موثری رو خلق کنیم! پس همیشه اونجوری نیست که زاویه خنثی بدون حس‌وحال مشخص باشه و هیچ‌چیز عجیب و هیچ معنی و مفهوم خاصی را به تماشاگر اضافه نمی‌کنه!

در ضمن این زاویه برای گفتگوهای رخ‌تورخ و رودرروی سینمایی استفاده می‌کنیم! زمانی که دو نفر دارن با همدیگه صحبت می‌کنن! در حال راه رفتن، ایستاده و یا نشسته و روبروی هم از این زاویه دوربین استفاده می‌کنیم!

دقت کنین حتما دوربین باید هم ارتفاع باشه با سر بازیگری که داریم نشون می‌دیم! پس تنها راه ضبط کردن زاویه دوربین خنثی یا هم‌تراز چشم اینه که باید هم ارتفاع باشیم با سر بازیگر! البته اشتباه نکنین که اجباری برای نگاه کردن توی دوربین نیست! چون بعضی از دوستان مدرس می‌گن زمانی آی‌لِوِل رخ می‌ده که بازیگر توی دوربین نگاه کنه!

توی تصویر اول می‌بینین که دوربین باید چطور باشه! توی تصویر دوم هم می‌بینین که دوربین چه چیزی رو ضبط می‌کنه!

۲) زاویه دوربین سربالا        Low-angle

دومین زاویه عمودی دوربین، زاویه سربالای دوربین هستش یعنی زاویه لو اَنگِل! این زاویه زمانیه که ما بدنه دوربین رو اونقدر پایین میاریم که مجبوریم سر دوربین رو به سمت بالا بچرخونیم که بتوانیم بازیگر رو ببینیم! خُب اگه این رو تصور کنین که ما در مقابل کسی که جلومون ایستاده داریم سرمون رو بالا میاریم که نگاهش کنیم! ناخودآگاه ما اون آدم رو بزرگتر می‌بینیم!

ما اون آدم رو قدرتمندتر از خودمون می‌بینیمش و ناخودآگاه از این آدم می‌ترسیم و حس عجیبی بهمون دست میده! انگار اون آدم از ما خیلی قدرتمندتره و انگار اون آدم خیلی از ما پولدارتر، تواناتر، بلندتر، بزرگتر و قوی‌تره و همه صفتهای اینجوری! چون ناخودآگاه ما میدونه چیزی که از ما بلندتره، ما در مقابلش حقیریم!

ما معمولا برای شناختن چیزی که از ما بلندتر و بزرگتره باید سرمون رو ببریم بالا! در نظر بگیرین به برج مثلا ۲۰ طبقه رو شما هرگز نمی‌تونین از بالا نگاه کنین! مگر اینکه شما روی برج بلندتر باشین! اما از ارتفاع خودتون، یعنی از ارتفاع انسانی خودتون نمی‌تونین برج ۲۰ طبقه رو از زاویه بالاتر ببینین! حتما باید سرتون رو بالا بیارین!

پس می فهمیم که خروجی این زاویه دوربین اینه که اون چیزی که داریم بهش نگاه می‌کنیم، آدم و یا یک جسم، حتماً از ما قدرتمندتره!

البته این رو هم بگیم همیشه استثنائات توی سینما فراوونه! ما میتونیم با ترکیب‌بندی خلاقانه و با ترکیب‌بندی فکر شده کاری کنیم که حتی با زاویه دید از پایین (زاویه دوربین سربالا) یک شی یا یک آدم حقیر به نظر برسه! این رو توی آموزش های آینده بررسی می کنیم!

توی تصویر اول می‌بینین که دوربین باید چطور باشه! توی تصویر دوم هم می‌بینین که دوربین چه چیزی رو ضبط می‌کنه!

زاویه دوربین سرپایین     High-angle

سومین زاویه عمودی دوربین، زاویه سربالا یا های‌اَنگِل هستش! یعنی سر دوربین رو به سمت پایین باید بیاریم! تصور کنین که دارین دست یک آدم رو که افتاده می‌گیرین که کمکش کنین و از زمین بلندش کنین! شما تو چه زاویه‌ای اون آدم رو می بینین؟! حتما توی زاویه های‌اَنگِل یا سر پایین یا دید از بالا! این اسم‌ها احتمالا شما رو به اشتباه بندازه!

برای اسم زاویه دوربین‌های مختلف، فقط کافیه خود دوربین رو تصور کنین! چطور داریم صحنه رو می‌بینیم؟! با این شیوه دیگه اسم‌ها هم قاطی نمی‌شه!

مثلا توی همین مثالی که کسی افتاده و شما کمکش می‌کنین! شما اون آدم رو چطور می‌بینین؟! از بالا! سر شما به چه سمتی خم شده؟! به سمت پایین! پس نتیجه می‌گیریم توی زاویه دید از بالا، دوربین چه وضعیتی داره؟! سرپایین!

توی زاویه سرپایین چیزی که می‌بینیم، از ما ضعیف‌تر و حقیرتره! البته این رو هم دوباره می‌گیم که توی سینما می‌تونیم با ترکیب‌بندی و یا با خط داستان کاری کنیم که با این زاویه هم یک آدم رو خیلی قدرتمند نشون بدیم!

توی تصویر اول می‌بینین که دوربین باید چطور باشه! توی تصویر دوم هم می‌بینین که دوربین چه چیزی رو ضبط می‌کنه!

همه این‌ها از خلاقیت ما ناشی میشه که بعدها باید به خلاقیت بپردازیم! ما توی مرحله آموزش هرگز نمی‌توانیم از خلاقیت اونجوری که باید و شاید استفاده کنیم!

این 5 نقطه‌ی شگفت‌انگیز کارگردانی سینما رو می‌شناسین؟!

چون تو مرحله آموزش، خلاقیت تقریبا از کار می‌افته! البته اگه آموزش درست و اصولی باشه! پس ما تا اینجا سه  زاویه دوربین عمودی رو فهمیدیم و یاد گرفتیم!

یکی زاویه هم‌تراز چشم یا هم‌سطح چشم که زاویه آی‌لِوِله! مثل این که داریم یک بازیگر رو از رو به رو می‌بینیم! اگه به جای سرمون، یه دوربین قرار بگیره، ما داریم با دوستامون توی زاویه آی‌لِوِل صحبت می‌کنیم!

دومی زاویه سر بالا یا زاویه از پایین هستش، یا همون لواَنگِل! یعنی دیدن از پایین!

سومی زاویه های‌اَنگِل هستش یا زاویه سر پایین یا دید از بالا! یعنی داریم از بالا نگاه می‌کنیم!

حالا که زاویه دوربین‌های مختلف رو می‌شناسیم و می‌تونیم باهاشون کار کنیم، باید یه فرمول داشته باشیم برای ساختن این زاویه دوربین‌ها! یعنی چطور تشخیص بدیم کجا از چه زاویه‌ای استفاده کنیم!

خُب این اصلاً کار سختی نیست! فقط یه فرمول سه مرحله‌ای داره که باید اون رو اول طراحی کنیم و بعد بر اساس اون فرمول سه مرحله‌ای بریم جلو و زاویه دوربین مورد نظر رو طراحی کنیم!

فرمول ۳ مرحله‌ای ساخت زاویه دوربین‌های سینمایی!

این‌جا می‌رسیم به اصل موضوع! یعنی یه فرمول سه مرحله‌ای! شما با این فرمول سه مرحله‌ای تشخیص می‌دین تو هر جا باید چه زاویه دوربینی رو انتخاب کنین! توی ۳ قدم، این فرمول رو یاد می‌گیریم!

قدم اول: صحنه چه حال و هوایی داره!

اولین قدم این فرمول ۳ مرحله‌ای طراحی زاویه دوربین، اینه که بفهمیم حس و حال صحنه‌مون چیه! حس‌‌وحال صحنه‌مون بهمون کمک می‌کنه زاویه دوربین درست و لنز درستی رو انتخاب کنیم! یعنی جای دوربین درست و لنز درست و دقیقی رو انتخاب کنیم!

وقتی حس‌وحال صحنه‌مون به ما می‌گه با یه صحنه طرفیم که این صحنه پر از شور و نشاطه و یه جمعیتی رو در حال رقص و پایکوبی می‌بینیم، شما اصلاً نباید از لنز های عجیب که تصاویر عجیبی رو به‌وجود میاره استفاده کنین! شما نباید از زاویه دوربین‌هایی استفاده کنین که به اون صحنه حقارت می‌ده! مثلا از بالا نگاه کردن به این صحنه هیچ حس خوب و دلچسبی به تماشاگر نمی‌ده! مگه این‌که مفهوم وِزه‌ای رو بخواین انتقال بدین!

البته باید بفهمیم که حس و حال صحنه چه لنزی رو می‌خواد! حس و حال صحنه جنایی و یا یک صحنه بعد از مصرف مواد مخدر خیلی متفاوته با صحنه‌ای عاشقانه از یک زوج! انتخاب لنز تله‌فُتو می‌تونه صمیمیت رو به اون زوج بده! در حالی که یه لنز وایداَنگِل می‌تونه با ساخت اعوجاج، صحنه جنایی و یا مواد مخدری رو قدرت ببخشه!

جای دقیق دوربین و انتخاب لنز می‌تونه خیلی به حس‌وحال اون صحنه خاص از فیلم ما کمک کنه! اما انتخاب زاویه دوربین درست بر طبق حس‌وحال صحنه‌ای که داریم، می‌تونه قدرت‌مندی یه کارگردان بزرگ رو به رخ بکشه! پس اولین قدم برای انتخاب زاویه دوربین اینه که حس‌وحال صحنه رو درک کنیم!

قدم دوم: دوربین کجاست؟!

دوربین هر جایی که هست، اون زاویه‌ای که می خوایم باهاش بگیریم، بعضی وقت ها اجباریه و بعضی وقت‌ها اختیاریه! فرض کنین دارین از جایی فیلمبرداری می‌کنین که بازیگر توی موقعیتیه که شما امکان بالا رفتن و پایین اومدن ندارین! یعنی دوربین توی یه زاویه مشخص ثابت شده!

توی این حالت ما مجبوریم که بازیگر رو از زاویه همتراز چشم ببینیم! مثلا تصور کنین دوربین توی ماشین کار گذاشته شده و یا روی کاپوت ماشین نصب شده! توی این حالت ما نمی‌تونیم با دوربین هیچ کاری بکنیم!

پس این نکته رو مدنظر داشته باشین که دوربین بعضی وقت‌ها اجبارا یک جاییه! که به دلیل اونجا بودن یه زاویه رو به ما می‌ده! همون جوری که گفتیم وقتی دوربین توی ماشین یا روی کاپوت نصبه! این‌جا مجبوریم که زاویه رو هم سطح چشم ببینیم!

چطور برای ساخت فیلممون، دقیق‌ترین لنز رو انتخاب کنیم؟!

باز هم بهتون می‌گیم توجه کنیم ما توی مرحله آموزش هستیم! شاید بعدها ببینین که توی پشت صحنه یه فیلمی از یک ابزار استفاده کرده که میتونه اون دوربین رو حرکت بده، کاپوت بالا و پایین ببره و این مسائل حاشیه‌ای! ما اصلاً به این چیزا کار نداریم! ما داریم در مورد آموزش زاویه‌های عمودی دوربین صحبت می‌کنیم!

پس باید ببینیم دوربین کجاست! یا هم سطح چشم یا بالاتر از بازیگر یا پایین‌تر از بازیگر!

قدم سوم: لنزمون چیه؟!

مورد سوم برای تشخیص زاویه دوربین اینه‌که بدونیم لنزمون چیه؟! این‌که چطوری لنز رو انتخاب می‌کنیم، ما توی آموزش تشخیص دقیق لنز روی وب سایت فیلم بساز قبلا در موردش صحبت کردیم! توی بسته متر کردن نماها هم پایه لنزها رو آموزش دادیم!

ولی باید حتما بدونین برای طراحی نماهاتون باید عدد دقیق لنز رو به فیلم‎بردارتون بگین! نمی‌تونین به فیلم‌بردار بگین یه لنز تقریبا تله‌فُتو می‌خوام! ما طریقه تشخیص عدد دقیق لنز رو توی بسته آموزشی متر کردن نماها آموزش دادیم!

عدد دقیق لنز می‌گه شما در مورد این صحنه چه نظری دارین! در مورد این واقعا فکر کردین یا فقط یه دورنمایی توی ذهنتونه! فیلم‌بردار باید عدد دقیق لنز شما رو بدونه، وگرنه فیلم مال فیلم‌برداره نه کارگردان!

کارگردان با تشخیص دقیق عدد لنز می‌تونه فیلمش رو به بهترین شکل ممکن بسازه! چون عدد دقیق لنز یعنی کارگردان در مورد فیلمش تسلط کامل رو داره!

اگه شما عدد دقیق لنز رو بدونین مطمئنا می‌تونین زاویه دوربین درستی رو براساس لنزتون بسازین! مثلا اگه توی قدم اول تشخیص دادین حس‌وحال صحنه  عاشقانه هستش و همه‌چیز به خوبی داره پیش می‌ره! این یعنی می‌تونین توی مرحله دوم دوربین رو نزدیک و هم‌سطح چشم بازیگر بذارین! اما باید بدونین که در آخر باید لنز شما به زاویه دوربینتون بخوره!

یعنی اگه می‌خواین صحنه واقعی رو نشون بدین، دوربین هم زاویه هم‌سطح چشم هستش، پس باید لنز رو هم نرمال انتخاب کنین! البته نرمال برای بعضی از صحنه‌ها می‌تونه از عدد ۴۰ شروع بشه!

توی این آموزش ما روش دقیق انتخاب زاویه دوربین‌ها رو با هم بررسی کردیم! اگه هنرجوی سینما مطالب آموزشی رو قدم به قدم و به درستی پیش بره، مطمئنا توی زمان کوتاهی به بلندترین و مرتفع‌ترین درجه‌ها می‌رسه! پس از آموزش سینما غافل نشین! این یعنی اینکه همه چیز طبق اون چیزی که شما می‌خواید پیش می‌ره! البته این نیاز به آموزش مداوم داره و نیاز به تمرین داره! حتما آموزش رو جدی بگیرین! آموزش هر مفهومی هر چقدر هم ساده، به شما کمک میکنه که حتماً از این مرحله‌ای که فعلا توی اون هستین به مراحل بالاتر برسین!

آموزش سینما
آموزش فیلم سازی
آموزش فیلم ساختن
آموزش کارگردانی
فیلمنامه نویسی
فیلم نامه نویسی
آموزش فیلم نامه
آموزش فیلمنامه
آموزش فیلمنامه نویسی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *